تبليغاتX
مهاجر

 

چراغان شد دلم از پرتو خورشید چشمانت

 

شبم را نور باران می کند ناهید چشمانت

 

نگاهم می کنی جذب نگاهت می شوم یعنی:

 

مرا چون ذره با خود می برد خورشید چشمانت

 

مشدد می شود سحر دوچشمت زیر آن ابرو

 

بنازم نازنین سحاری تشدید چشمانت

 

زمن رو بر مگردان مهربان!بگذار تا امشب

 

کمی شادی کند چشمان من درعید چشمانت

 

مرا چشمت مردد می گذارد بین مهرو قهر

 

چه خوش دل را به بازی می دهد تردید چشمانت

 

برایت شعر می خوانم ولی چیزی نمی گویی

 

مرا کافیست ای نامهربان تمجید چشمانت

 

ز پا افتاده ام من لحظه ای بگذار بنشینم

به زیر سایبان تا ابد جاوید چشمانت

استاد مهدی نمازی

+ نوشته شده توسط مهاجر در و ساعت 0:37 |