تبليغاتX
مهاجر
 

خورشید روی ماه تو را تا که دیده است

رنگ از رخش زروی خجالت پریده است

حیرت حلول کرده به رگهام جای خون

یک لحظه تا که روی تو را دیده دیده است

دل مانده در تحیر و دیگر نمی تپد

از ساعتی که نام عزیزت شنیده است

احساس می کنم که خدا وقت خلقتت

بر صفحه زمانه خودش را کشیده است

مبهوت مانده در تو ، خودش فکر می کند

از روی اشتباه تو را آفریده است

گر وا نمی کند گره کار خلق را

انگشت حیرت از تو به دندان گزیده است

افتاده تا که دیده آهو به چشم تو

از روی عجز و خشم وخجالت رمیده است

نه ٬باورم نمی شود ای ماه، چشم من

یا مست بوده یا که تو را خواب دیده است

حالا شگفت اینکه دل خوشخیال من

گشته است در جهان و تو را برگزیده است

مهر تو بود در دلم اول نهالکی

حالا به آب چشم ترم قد کشیده است

حالا غم تو در دل من آنچنان شده است سنگین

 که پشت طاقت و صبرم خمیده است

گر خواستی سری به دل خسته ام زنی

آهسته تر بیا که غمت آرمیده است

+ نوشته شده توسط مهاجر در و ساعت 16:58 |
 

آخرین راز شاد زیستن

ماموریت شما در زندگی"بی مشکل زیستن" نیست " با انگیزه زیستن" ٬ است.

                                                                                             اندرومتیوس

فصل پنجم: به هرچه که بیندیشید وسعتش می دهید.

چرا مثبت بیندیشیم

تفکر مثبت٬ هیچ تضمینی به شما ارائه نمی دهد ٬ اما امکانی به وجود می آورد که از حد اکثر توان خود بهره بگیرید.

تمرکز بازندگان٬ همیشه بر غیر ممکن هاست٬ اما کسی که مثبت می اندیشد به "شدن" فکر می کند.

محصول اندیشه کسب تجربه است

اگر در زندگی شما چیزی وجود دارد که آن را نمی خواهید٬ نگرانی های خود را کنار بگذارید و دیگر راجع به آن حرف نزنید.

 کتاب شاد زیستن " اثر  اندرومتیوس"

+ نوشته شده توسط مهاجر در و ساعت 16:33 |